نفس الامر
نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 12:11  توسط عمادی
براي پاسخ به اين سوال بايد از دانش خود بپرسيم كه چيست ؟ از افلاطون به اين سوي يكي از ديدگاههايي كه در مورد دانش وجود داشته اين است كه دانش باور صادق موجه است.باور چيزي بيش از گزاره است و گزاره اي است كه من نسبت به ان بي طرف نيستم به عبارت ديگر باور بازتاب دهنده موضع من در مورد يك گزاره است . حال آيا باور من به گزاره باوري درست است ؟يعني با واقعيت تطابق دارد؟ يا صادق است؟ صدق يعني چه ؟
عمدتا صدق را به مطابقت با واقع تعبير مي كنند ؟ چگونه يك باور مي تواند با واقع مطابقت داشته باشد؟واقع چگونه چيزي است ؟ اين واقع همان نفس الامر است . آيا ما به نفس الامر دست رسي داريم؟ اگر من به گوشي تلفني كه در كنارم قرار دارد بنگرم و آنگاه بگويم اين جسمي صلب و سفيد رنگ وساكن است آيا سخني مطابق با واقع گفته ام يعني اين تلفن واقعا سفيد و صلب و ساكن است؟ اگر براي فهم طبيعت به نظريات علمي متوسل مي شويم و با فرض حجيت آنها براي درك ما از جهان اين تصويري كه از گوشي در ذهن من شكل يافته است با آموزه هاي من از علم ناسازگار است و با آخرين مدل هاي اتمي پذيرفته شده كه به مدد مشاهدات و تجربيات دقيق تاييد شده اند ناسازگار است. اگر با يك دستگاه دقيق مثلا يك ميكروسكوپ الكتروني قوي به اين گوشي بنگرم مي توانيم ذرات در مقياس اتمي ان را بببينم كه نه سفيد رنگ اند نه صلب اند و نه ساكن اند حال آيا تصوير ان چيزي است كه با ميكروسكوپ الكتروني مي بينم يا اين كه با چشم غير مسلح مشاهده مي كنم يا هيچ يك از اين دو نيست و چيزي ديگر است؟
پاسخ هايي كه قدما به اين سوال داده اند كه نفس الامر چيست جالب است. به برخي از انها اشاره مي كنم.
۱- نفس الامر به منزله عقل فعال ۲- نفس الامر عالم امر است ۳- آنچه غير از فرض فارض است ۴-علم الهي ۵-عالم مجردات ۶- عالم اعلي ۷- اعيان ثابته ۸- رب النوع انساني ۹- اسماء الهي ۱۰ عقل كل ۱۱- لوح محفوظ ۱۲- كتاب مبين ۱۳- نفس كلي ۱۴- مثل افلاطوني ۱۵- قلب انسان كامل ۱۶- شيطان ( در مورد قضاياي كاذب)
اما آيا اينها واقعا جواب است اينها كه همه تعليق به محالند و ما كه در فهم چيزي در دسترس در مانده بوديم به چيزهايي خارج از دسترس حواله داده شديم
تا بعد .
