تبليغاتX
گریز

هجوم به کیان اسلام

 نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 0:43  توسط عمادی 

در خبرها بود که دکتر ابراهیم یزدی دبیرکل نهضت آزادی ایران از مصاحبه با شبکه تلویزیونی صدای آمریکا خودداری کرده و اعلام کرده است که با آنان به عنوان یک رسانه ضد اسلام مصاحبه نمی کند و همچنین گفته است که همفکران ایشان متعهد شده اند که با رسانه هایی که بر علیه اسلام فعالیت می کنند مصاحبه نکنند . 

این بیان و رفتار کاری بسیار هوشمندانه است که همه افراد و گروههایی که خود را به اسلام متعهد می دانند باید به آن اقدام کنند . به نظر می رسد رسانه های ضد اسلامی که به زبان فارسی در فضای مجازی و رسانه های صوتی و تصویری فعالیت می کنند به نحو کاملا جهت دار و حساب شده ای مخالفت های خود با نظام سیاسی ایران را به مخالفت با دین اسلام تعمیم داده و یا حتی به طور کامل بر شبهه افکنی در باورهای دینی مسلمین روی آورده اند و با اجیر کردن آدم های قلم به مزد دو هدف رادنبال می کنند یکی از این اهداف تشکیک در مبنای وحیانی قران است و دیگری ابهام افرینی در مورد شخصیت نبی مکرم اسلام و در واقع با جعل تاریخ در مورد زندگی رسول مکرم در مبنای وحی نیز تشیک کنند .  

فرایند وحی در اسلام از دو جهت مصون از خطاست یکی از طریق امانت داری و شخصیت قابل اعتماد رسول گرامی که از اوان طفولیت به صفت امین شهره بوده و جانهای قابل را از این طریق به صحت عمل خویش مطمئن می ساخته است و دیگری به امانت داری و درستی فرایند وحی ناشی از امانت داری امین وحی الهی جبرئیل امین . به نظر می رسد امروزه وظیفه دفاع از دین منحصر در تاکید بر زندگی و شخصیت رسول اکرم و محتوای بلند وحیانی قران است همه باید در این جهت به سهم خویش بکوشند تا از کیان این آخرین فرستاده الهی که تنها گفتمان الهی مصون مانده از تحریف است حراست شود.

 

 

 

نوشته شده در موضوع : |

مديريت دانش

 نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 9:40  توسط عمادی 

دانش چيست و به چه دردي مي خورد ؟

در فرهنگ اسلامي دانش همه آن چيزي است كه متعلق فهم ماست و مي تواند با مشاعر ما به درك در آيد . در هر جا كه باشد و در دست هركس اگر در دورترين نقاط ( كشور چين) يا در اعماق درياها ست يا مستلزم جنگ است  و حتي اگر در دست اهل كفر و نفاق هم باشد در تمام طول عمر و به هر روش و شيوه ممكن مومن موظف است آن را فرا چنگ آوردچون گمشده مومن است . نه در موضوع متعلق فهم محدوديتي است نه تعلل در كسب آن پذيرفتني است و نه هيچ مانعي رافع مسئوليت دانش پژوهي انسان مومن است .

پس دانش علم نوشته شده در كتاب نيست هست اماهمه آن نيست گفته اند علم را با كتابت در بند كنيد اما بخش عمده دانش به بند نيامده و هم چنان آزاد است امروزه به آن بخش مقيد شده دانش صريح و بخش ول گرد ان را دانش ضمني مي گويند و دنيا تازه دارد در مي يابد كه امور با دانش ضمني بهتر اداره مي شود و شايد هم تاكنون اين دانش ضمني بوده كه امور را اداره كرده است نه دانش صريح امور با مدرك تحصيلي و چهار كلامي كه بر كاغذ براي امتحان نگاشته شده و فرد را صاحب صلاحيت رسمي كرده اداره نمي شود جهان بر اساس فهم مجموعي به درك نيامده مكتوب ناشده آدم ها كه همان دانش ضمني آنهاست اداره مي شود شايد صاحبان اين دانش ضمني متراكمي كه گردانند گان امورند از هيچ مركز رسمي مدرك و دانشنامه اي دريافت نكرده باشند اما آنها قبول آزمون خداوندند انها در طي ساليان عمر خويش ذره ذره و لحظه به لحظه از هر پديده يا حادثه اي درسي اموخته و فهمي اندوخته اند و اينك شاكله شخصيت آنها برآمده از اين فهم گرانقدر متعالي مبناي گردش عقلاني و علماني امور شده است. جالب است كه دانشهاي ضمني آدميان همه قابل تبديل به دانش صريح نيستند چگونه برق نگاهي را كه بين دوچشم عاشق مبادله مي شود مي توان نگاشت شاعران در تمام طول حيات بشر سعي كرده اند اين برق زندگي بخش حيات آفرين را بنويسند ولي مگر توانسته اند بعد از عمري زور زدن يا بهره گرفتن از توان خيالي و الهامي خويش تازه توصيه كرده اند كه :

بشوي اوراق اگر همدرس مايي

كه حرف عشق در دفتر نباشد

تازه اگر هم بتوانيم آنچه را كه دانشي است بنگاريم جنبه هاي فني و مهارتي كار را چگونه مي توان تصريح كرد و چگونه مي توان هنر هنرمندي را كه جزيي لاينفك از ذات و شخصيت اوست نوشت اين است كه اگر هم تمام جنبه هاي دانشي شخصيت انسانها را نوشتيد هنرهاي تعبيه شده در ذلات او را كاري نمي توانيد كرد اين هنر با روح او به عالم ملكوت پرواز مي كند و در آنجا كه محدوديت هاي اين جهان راندارد خود را نشان مي دهد.

پس همه دانش هاي ضمني قابل تبديل به دانش صريح نيستند . در نوشته های بعدي در مورد مديريت دانش به اين موضوع مي پردازم كه چگونه دانش هاي ضمني و صريح قابل تبديل به يك ديگرند .   

    

نوشته شده در موضوع : |