تبليغاتX
گریز

تساهل یا تعصب هر دو یا هیچ کدام؟

 نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 0:29  توسط عمادی 

در دعایی که مرحوم دکتر علی شریعتی در انتهای ترجمه کتاب نیایش آورده تعبیری وجود دارد به این نحو که خدایا به متعصبین ما فهم و به فهمیدگانمان تعصب عنایت کن .

به نظر می رسد بخش اول دعای آن مرحوم ناظر به باز بودن بر روی هر حجمی از داده اطلاعاتی است که در مورد یک موضوع امکان دسترسی بدان میسر است همه آنچه می تواند ذهن ما را گامی به سمت فهمی دقیق تر و عمیق تر راهبری کند اگر تعصب به معنای بستن چشم بر روی هر واقعیت بیرونی باشد می تواند موضوع مورد تعصب را تنها حیاتی در درون ذهن ما بدهد و رابطه ارزش مورد تعصب را با واقعیت قطع کند و ما زمانی از بطلان تصور مورد تعصب مطلع گردیم که دیگر فرصت از دست رفته باشد .

و در بخش دوم این دعا که درخواست شده است به فهمیدگان تعصب داده شود به نظر من از بخش اول هم مهم تر است زیرا متعصب بدون فهم مانند بیماری است که به سوء هاضمه دچار است اما فهمیده بی تعصب مانند بیمار ایدزی است که سیستم دفاعی اش مختل شده است ممکن است ما با سوء هاضمه لاغر شویم اما با ایدز هیچ تضمینی برای تداوم حیاتمان نیست. تعصب را به این شکل می فهمم که من بر آنچه که بدان از راههای اطمینان بخش رسیده ام تا زمانی که آزمونی فیصله بخش آن را از حیطه ارزش هایم اخراج نکرده است اصرار ورزم و داشته هایم را به ثمن بخس نفروشم شرط عالمانه رفتار کردن هم همین است سخن را به مقتضای رفتار عالمانه تنها از کسی قبول کنیم که دلایلی قویتر از دلایل خودمان داشته باشد و راهی را که با فهم نسبتا کاملی انتخاب کرده ایم برویم مگر این که دلایل واضحی اشتباه مسیر را نشان دهد و البته سخن اصلی در این جا این است که هر راهی را از اول با فهم کامل برگزینیم  

نوشته شده در موضوع : |

بار منفي

 نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 8:47  توسط عمادی 

امروز در سايت تابناك ديدم كه دانشمندان مقدار واحد پايه بار منفي را قطعي كرده اند و معلوم شده است كه مقدار اين بار يك چهارم بار يك الكترون است . اصلا خود بار الكتريكي چيست ؟

به نظر مي رسد ماده واجد دو خصلت است يا دو ويژگي است كه اگر يكي از اين دو يا هردو باشند ماده وجود دارد و گرنه ماده هويتي ندارد يكي بار الكتريكي است و ديگري جرم .اين كه آيا يكي از اين دو را مي توان بدون ديگري تصور كرد هم سوالي است كه پاسخ به آن ساده نيست معمولا در سيستم هاي اندازه گيري جرم را كميت اصلي و پايه به شمار مي آورند و ساير كميت ها را بر اساس آن صورت بندي مي كنند و خود جرم تعريفي ندارد و فقط اندازه گيري مي شود داستان بار از جرم هم پيچيده تر است اگر مي توان از جرم چيزي در تصور آورد اما از بار تصور داشتن بسيار سخت است.

با اين وصف آيا ما دانشي واقعي از ماده و جهان خارج از ما كه واجد انبوهي از مواد است داريم و آيا فهم جهان اساسا ممكن است؟ اگر ماده را از فضا خارج كنيم خلا داريم خلا چيست؟ مشكل فهم خلا از مشكل فهم ماده بغرنج تر است به نظر مي رسد براي اين كه بتوانيم با جهان كنار بياييم و تعامل سازنده اي جهت گذران منطقي امور داشته باشيم ناگزيريم چيز هاي كوچكي! مانند ماده و فضا را درك نكرده مفروض بگيريم به نظر مي رسد ما در اين جهان بيشتر از اين امكان شناخت نداريم حتما جايي ديگر هست كه اين حقايق بر ما مكشوف مي شود خدا در قران فرموده ما به شما دانش اندكي داده ايم و شايد يك معني اين سخن خدا اين است كه ظرفيت اين جهاني كه محصور بودن در قفس هاي فضا زمان و محدوديت هاي حواس است اقتضاي بيشتر از اين را ندارد  

نوشته شده در موضوع : |