قران
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 12:20  توسط عمادی
۱- در اولين مواجهه پيامبر با خطابي كه از او مي خواست بخواند او متحير جواب مي دهد كه خواندن نمي داند و آن صدا تكرار مي كند آنچه را كه آيات اول نازل شده بر اوست . بنابر اين اين جملات شعر هايي نيستند كه سروده او باشند شاعر در مقابل متني كه ايجاد مي كند منفعل نيست در حالي كه تجربه وحي پيامبر را كاملا در موضعي انفعالي قرار داد .
۲-قران كريم بارها به آورنده وحي كه جبرئيل امين است اشاره مي كند كسي كه آيات الهي را بر پيامبر مي خواند و او هم كه از قضا به صفت امين متصف است آن ها را فرا مي گيرد و بسيار هراسان است كه مبادا اين آيات را از خاطر ببرد كه در مواردي از طرف خداوند به او اطمينان داده مي شود كه ما كه آن را فرستاده ايم حافظ و نگهدارنده و جمع كنند آن هم هستيم و اين كه نگران نباش و قبل از اين كه ما آنها را بر تو بخوانيم زبانت را به شتاب به حركت در نياور از اين قبيل موارد كه در متن قران وجود دارد و به تفصيل قابل بيان است .
۳-پيامبر خود نيز به عنوان يك انسان سخناني عادي و سخناني هم حكيمانه و پيامبرانه داشته است كه در كتبي مانند و نهج الفصاحه و جز ان مضبوط است و سنخ و نوع و گفتمان و ادبيات آن سخنان پيامبر با آنچه در قران است متفاوت است .
۴- خداوند به دليل اين كه حساسيت ها را در مورد منشا صدور اين آيات مي دانسته است آن چه را از توهمات و تصورات در مورد منشا بشري قران امكان طرح و شبهه آفريني داشته پاسخ داده است اين كه اگر اين سخنان بشري بود در ان اختلافات فراوان يافت مي شد و اين كه اين سخنان چيزي نيست كه پيامبر از طرف خود بگويد و نعوذ بالله بر خداوند دروغ ببندد و اين كه اگر پيامبر از طرف خود چيزي بياورد و ادعا كند كه اين از طرف خداست با چه عقوباتي مواجه مي شود و..
۵-برخي اخبار از گذشته و همين طور پيش بيني هايي در مورد حوادث آينده در قران هست كه نه تنها در هيچ دانش بشري تا آن زمان و حتي تا اين زمان وجود نداشته بلكه حتي در كتب مقدس تورات و انجيل هم از آن ها ردي وجود ندارد موريس بوكاي فرانسوي پزشكي است كه از طريق برخي از آيات قران راه هدايت پيموده و با درك مضامين آنها مسلمان شده است كتابي مفصل دارد در مورد مراحل شكل گيري موجود آدمي كه حاكي از مطابقت بيان قران با واقعيت فيزيولوژيك مراحل شكل گيري جسم آدمي است .
۶-ادبيات و نحوه نگارش اين متن با هيچ يك از ادوار نگارش در ادبيات عرب سازگاري ندارد و كاملا مستقل از ادوار نگارش در ادبيات عرب است به نحوي كه آن را در هيچ يك از ادوار ادبي در ادبيات عرب نمي توان رده بندي كرد
۷-تقارن رياضياتي و جبري موجود در حروف كلمان جملات آيات سور و به طور كلي ارتباطاتي كه به هيچ وجه نمي توان آيات يا كلمات آن را پس و پيش كرد و آن تقارن را حفظ كرد كه د ركتب و مقالت متعددي به اين موضوع پرداخته شده و به تفصيل اين تقارن تبيين گرديده است .
۸- تنوع موضوعي تنوع در فرايند هاي بياني و وجود شگفتي هاي زباني كه تحدي گران در طول تاريخ هيچ گاه قدرت مقابله با آن رانداشته اند و اين متن همچنان بي نظير و غير قابل رقابت باقي مانده است
۹- تو در تويي و ربط موضوعي ميان مباحث قران كه آنها كه به تفاسير موضوعي قران توجه مي كنند اين ارتباطات را درك مي كنند و بر فوق بشري بودن اين متن صحه مي گذارند
۱۰- قدرت تمدن سازي قران كه با تتبع تاريخي در تمدن اسلامي مي توان دريافت كه هر چه شده است به تعبير حافظ از دولت قران شده است كه اين امر حاكي از موضع بلند و فوق بشري اين متن است
جاي تاسف بسيار است كه ما مسلمانان كه حامل اين تنها سند وحياني مصون از دخل و تصرف بشري هستيم به جاي اين كه عذر تقصير به پيشگاه قران كريم ببريم و از اين كه كمترين انس و تامل را نسبت به قران كريم داريم و شايد بخش بزرگي از ما مشمول اين شكايت پيامبر بزرگ باشيم كه به خداوند شكايت مي برد كه اين مردم قران را در متن زندگي خود وارد نكردند و آن را به حاشيه بردند و متفكران ما به جاي اين كه در مقابل عظمت هاي متعالي اين متن الهي زانو بزنند و عمر را صرف درك معارف قران كنند در اصل انتساب آن به خداوند تشكيك مي كنند و به تاريخ و پاسخ هايي كه به سوالات از اين دست داده شده و تامل در متن خود قران براي يافتن پاسخ شبهاتشان همت نمي گمارند و به هدم اساس تفكر اسلامي كه منبعث از قران مجيد است اهتمام مي كنند
