حدود عقل
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 10:56  توسط عمادی
كس ندانست كه منزلگه معشوق كجاست
اين قدر هست كه بانگ جرسي مي آيد
به احاديثي اشاره مي كند كه مضامين آنها حاكي از اين است كه عقل آنچه را مي يابد يا مي داند در حد خود او يا صاحب عقل است و نه در حد ذات باري تعالي. بنابراين خدا را بايد از طريق خدا شناخت و نه از طريق عقل. اين اشاره را اگر از مجراي باريك بيني و لطف مضامين عرفاني و ناظر بودن برعظمت غير قابل توصيف خداوند دانست امري پذيرفتني است اما اگر از زاويه تخفيف عقل كه آن چيزي است كه با آن خدا عبادت مي شود و بهشت الهي اكتساب مي گردد فهميده شود خطرناك است عقل در ذات خداوند نارسا است اما ازآن سطح كه فروترآييم آن چيزي است كه اگر نباشد براي انسان هويتي متصور نيست و در اين عرصه فقط بايد مبناي مباحث اين باشد كه چه چيزي عقلاني است و چه چيز عقلاني نيست. نه اين كه عقل اخراج گردد كه در آن صورت ديگر چيزي براي بحث نمي ماند زيرا همه چيز موكول به وجود و سلامت عقل است.
